تبلیغات
Leonard Cohen - سیاسی ترین اثر لئونارد كوهن

سیاسی ترین اثر لئونارد كوهن

یکشنبه 17 مرداد 1389 12:36 ب.ظ

نویسنده : مهدی

آلبوم ” آینده ” (The Future )در سال 1992 توسط لئونارد كوهن سروده، اجرا و منتشر شد. منتقدان این آلبوم را سیاسی ترین اثر او تا به امروز می دانند.

درآهنگ ” آینده ” كه نام آلبوم، برگرفته از این آهنگ است، كوهن در خصوص سقوط اجتماعی و سیاسی امریكا می سراید، وقتی می گوید:” من آینده را میبینم برادر! آن یك جنایت است “. البته نا گفته نماند كه او در جای دیگر درآهنگ “دموكراسی ” عشق و علاقه خود را به امریكا ابراز میدارد وقتی می گوید:”من عاشق این كشور هستم”. او با اشعار و تمثیل های خود جامعه را وادار به ایجاد اصلاحات بیشتر، تغییر روش و ارائه راهكارهای جدید برای خروج از مسیر پیش رو می نماید. هدف او بهبود شرایط موجود در آینده است.

شاید ارتباط برقرار نمودن با مفاهیم اشاره شده در اشعار كوهن برای ما ایرانیها كمی سخت و غیر واقع بینانه به نظر آید و مقایسه و شبیه سازی شرایط اجتماعی- سیاسی امریكا و آنچه كوهن گفته است را غیر واقع بینانه بدانیم. ولی به هر حال اشعاریست با مفاهیم زیبا ،عمیق و قابل توجه ، حتی از منظر ادبی كه توجه بیشتر خواننده و شنونده را طلب میكند . استفاده از استعاره های زیبا و عدم امكان ترجمه تمام زیبایی ، مراجعه به متن انگلیسی را بیش از پیش طلب میكند، مثلا در جایی كه می گوید: ” the woman upside down” با هیچ عبارتی در فارسی نمی توان حسی را كه كوهن منتقل میكند انتقال داد.

توجه شما را به چند پرسش تنها به عنوان مثال جلب میكنم :

1- منظور كوهن در جایی كه میگوید مرد سفید پوست می رقصد چیست؟

2- چرا می خواهد استالین ، شبهای ناارام گذشته، دیوار برلین و… باز گردند؟

3- چرا به صدای آنانی كه می گویند توبه به دیده شك می نگرد؟

4- اشاره اش به “چارلی منسون ” از چه روی است؟

در این جا شما می توانید این موزیك را دانلود كنید

متن آهنگ

و اما برگردان شعر به زبان فارسی :

آینده.

دوران شبهای نا آرام مرا به من بازگردان/

اتاق همچو آینه من، اسرار زندگی من /

اینروزها اینجا تنهاست/

دیگر كسی برای شكنجه باقی نمانده است/

دوران كنترل های همه جانبه هر روح زنده را به من باز گردان/

و در كنار من آرام بگیر عزیزم، این یك دستور است! /

دوران شكنجه های جسمی و روحی را به من بازگردان/

تنها درختی كه باقی مانده است را هم خرد كن/

و با آن روزنه های باقیمانده از فرهنگمان را پر كن/

دیوار برلین را به من بازگردان/

استالین و سنت پاول را به من بازگردان/

من آینده را دیده ام برادر:آن یك جنایت است/

همه چیز در سراشیبی سقوط است، سراشیبی در همه زمینه ها/

در انتها چیزی نخواهد بود/

چیزی كه برایت قابل اندازه گیری باشد نخواهد بود/

كولاك، كولاكی همه جهان را در بر میگیرد/

سرحدات را در خواهد نوردید/

و آن مراتب وجود را واژگون كرده است /

زمانیكه صدایی میگوید : توبه! توبه !

من به معنی آنچه می گویند با دیده تردید می نگرم/

زمانیكه صدایی میگوید : توبه! توبه !

من به معنی آنچه می گویند با دیده تردید می نگرم/

زمانیكه صدایی میگوید : توبه! توبه !

مرا نمی شناسی از طریق آنچه باد برایت می آورد/

هرگز نخواهی شناخت و هرگز نشناختی/

من یك یهودی كوچك بودم،‌ كسی كه انجیل را نوشت/

من فراز و فرود ملت ها را دیده ام/

من ماجراهای آنها را شنیده ام ، همه آنچه بوده است/

اما “عشق” تنها موتور زندگی است/

خدمتگذار شما اینجاست، به او گفته شده كه به طور شفاف به شما بازگو كند و به این دلیل بدون هر احساسی میگویم: تمام شده است، دیگر وجود ندارد/

هم اكنون چرخ های بهشت از حركت باز ایستاده اند و شما حركت شیطان را احساس میكنید/

برای آینده آماده باشید: آن چیزی در حد جنایت است/

همه چیز در سراشیبی سقوط است/

نشانه های غرب باستان از بین خواهد رفت/

زندگی شخصی شما به طور ناگهانی گسسته خواهد شد/

زمان حضور جنگنده های فانتوم است/

بر روی جاده ها آتش خواهند گشود/

و مرد سفید پوست در حال رقصیدن است/

زنی را میبینید : از سقف آویزانش كرده اند/

آینده او همانا خرقه افتاده اش است/

و همه شاعركان كوچك هرزه،‌ شعر ها خواهند سرود/

در تلاشند كه همانند چارلی منسون به نظر آیند/

و مرد سفید پوست همچنان می رقصد/

دیوان برلین را به من باز گردان/

استالین و سنت پاول را به من بازگردان/

مسیح را به من بازگردان/

هیروشیما را به من بازگردان/

نطفه های بسته شده را از بین ببر/

ما دیگر كودكان را دوست نداریم/

عزیزم، من آینده را میبینم/

آن چیزی در حد جنایت است/

همه چیز در سراشیبی سقوط است/

در حالیكه آنها می گویند : توبه ! توبه !

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 مرداد 1389 12:56 ب.ظ