تبلیغات
Leonard Cohen - یادداشتی بر شعر لئونارد کوهن

یادداشتی بر شعر لئونارد کوهن

چهارشنبه 5 خرداد 1389 09:27 ق.ظ

نویسنده : مهدی
شعر كوهن نمونه‌ی شور رمانتیك و احساس در زبانی اغلب ساده است. (هر چند گویا برخی مخاطبانش از پیچیدگی‌های اندیشه‌اش شاكی بوده‌اند!). این شاید شایع‌ترین و جذاب‌ترین راه جذب مخاطب باشد. چرا كه ذهنیت تقابلی و شور رمانتیك، هر چند در لحظاتی، در وجود همه هست.

یادداشتی بر شعر لئونارد کوهن


(( لئونارد كوهن )) تا نیمه‌ی دهه‌ی سوم عمر خود كه به‌طور جدی به موسیقی پرداخت، بیش‌تر به عنوان شاعر و نویسنده مطرح بود. موسیقی كوهن نیز در اغلب آثارش ارجحیت شعر و ترانه را بر آهنگ‌سازی و كش‌وقوس‌های تكنیكی در خواننده‌گی ترجیح می‌دهد. در واقع كوهن به یاری صدای گرم و آهنگ‌سازی شعر خود را در طیفی وسیع‌تر عرضه می‌كند. و گاه تنها دكلماسیونی از شعرش  ارائه می‌دهد. كوهن خیلی دیر وارد موسیقی حرفه‌ای شد و شاید همین (همان‌طور كه خود نیز اشاره می‌كند) دلیلی بر ظاهر رسمی و شق و رق او در نوع آهنگ‌سازی و خواننده‌گی و طرز پوشش باشد. وی چه در ظاهر و چه در شعرها و كلیپ‌هایش تصویری اشباع‌شده از مردانگی و تقابل‌هایی هم‌چون عشق و نفرت، مرگ و زندگی، مرد و زن و ... ارائه می‌دهد. و همین تقابل‌های دربند كلیشه از راه‌های جذ ب مخاطب و اقناع او به شمار می‌آید. چنان كه مثلن مردانه‌گی او نه تنها تصویری آرمانی برای زنان فراهم می‌آورد، بل‌كه ترجیع‌بند I am your man بی‌شك خطابی رسمی و صریح به هم‌جنسان‌اش نیز می‌باشد.
شعر كوهن نمونه‌ی شور رمانتیك و احساس در زبانی اغلب ساده است. (هر چند گویا برخی مخاطبانش از پیچیدگی‌های اندیشه‌اش شاكی بوده‌اند!). این شاید شایع‌ترین و جذاب‌ترین راه جذب مخاطب باشد. چرا كه ذهنیت تقابلی و شور رمانتیك، هر چند در لحظاتی، در وجود همه هست. عاشقانه‌هایی استوار بر انگاره‌ی فقر( كه موجب نزدیكی می‌شود ) و مرگ و تنهایی موتیف‌های اصلی شعرهای كوهن هستند. هم‌چنین ذهنیت مذهبی یا به بیان واضح‌تر نوعی معنویت‌گرایی حتا در اروتیسم متن‌های كوهن موج می‌زند. و شاید همین، به‌وجود آورنده‌ی یك دوگانه‌گی میان رهاشدن برای انفجار احساسات و در عین حال محافظه‌كاری‌های مرسوم باشد. حتی شیوه‌ی زندگی اخیرش (در یك مركز ذن)  جهت رسیدن به آرامش و سادگی یكی از شیو ه‌های مرسوم انسان غربی برای گریز بوده است. (همان‌طور كه گاهی راه گریزی بالعكس برای انسان شرقی! ).
با این حال شعر كوهن خالی از سادگی و ظرافت نیست. شعر او را می‌توان بارها در خلوت و سكوت خواند. چنان كه خود سكوت نیز از مضامین مطرح شعر‌های اوست. در شعر (( هدیه )) ارمغان سكوت برای (( تو )) ی شعر، شعری دیگر است كه به (( من )) باز‌پس داده می‌شود.
شعری كه بیش‌تر در بند مفاهیم باشد و نهایت بازی در آن، بازی با معناها و مفهوم‌های تثبیت‌شده، هرگز حاضر نیست مركزیت را از خود سلب كند. حتا اگر در این راه تلاشی ناخودآگاهانه انجام دهد. مثلن در شعر (( نمی‌دانم چند نفر در این شهر ))، (( به خود می‌گویم )) یا (( از خود می‌پرسم )) اندیشه‌ای است در ذهن من شعری، هر چند كه ممكن است در آن لحظه خیلی‌های دیگر نیز در وضعیتی مشابه قرار داشته باشند.
به نظر می‌رسد شعر مفهومی حتا در غیر كلیشه‌ای‌ترین اذهان، نیازی سركوب شده است.
نیازی که کوهن به آن پاسخ می‌دهد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 تیر 1389 03:42 ب.ظ