تبلیغات
Leonard Cohen - Famous Blue Raincoat - Leonard Cohen

Famous Blue Raincoat - Leonard Cohen

پنجشنبه 4 فروردین 1390 10:53 ق.ظ

نویسنده : مهدی

سلام به همگی

سال نو مبارك امروز میخوام آهنگ Famous Blue Raincoat را اینجا بذارم .Leonard Cohen این آهنگ رو اولین بار در آلبوم Songs Of Love And Hate سال 1971 خواند اما من یك اجرای دیگه  سال2010 شنیدم كه خیلی خوشم امد

Famous Blue Raincoat - Leonard Cohen
بارونی آبی معروف – لئونارد كوهن 
It's four in the morning, the end of December
I'm writing you now just to see if you're better.
ساعت چهار صبحه ، آخرای دسامبر
دارم برات نامه می نویسم که ببینم حالت خوبه یا نه 
New York is cold, but I like where I'm living
There's music on Clinton Street all through the evening.
نیویورک سرده، ولی من جایی که زندگی می کنمو دوست دارم
هر غروب تو خیابون کلینتون صدای آهنگ میاد
I hear that you're building your little house deep in the desert
You're living for nothing now, I hope you're keeping some kind of record.
شنیدم که داری خونه محقرتو وسط بیابون می سازی
الان دیگه انگیزه ای برای زندگی نداری، امیدوارم حداقل چند تا نوار با خودت برده باشی
Yes, and Jane came by with a lock of your hair
She said that you gave it to her
That night that you planned to go clear
Did you ever go clear?
آره، جین با یه دسته از موی تو اومد
گفت که تو اونا رو بهش دادی      
همون شبی که تصمیم گرفتی پاك و زلال بشی
واقعا هیچ وقت پاك بودی؟             
Ah, the last time we saw you you looked so much older
Your famous blue raincoat was torn at the shoulder
You'd been to the station to meet every train
And you came home without Lili Marlene
آه، آخرین باری که تو رو دیدیم خیلی شکسته به نظر میومدی
اون بارونی آبی معروفت ، شونه ش پاره شده بود
تو توی ایستگاه چشم انتظار تک تک قطارا بودی
و بدون لیلی مارلین به خونه برگشتی
And you treated my woman to a flake of your life
And when she came back she was nobody's wife.
و تو زن منو برای تیكه كوچیكی از زندگیت بازی دادی
و وقتی اون برگشت دیگه زن هیچ کس نبود
Well I see you there with the rose in your teeth
One more thin gypsy thief
Well I see Jane's awake
She sends her regards.
من دارم می بینمت، با یه گل سرخ که به دندون گرفتی
یه دزد کولی لاغر دیگه
راستی جین هم بیدار شده
 سلام می رسونه
And what can I tell you my brother, my killer
What can I possibly say?
I guess that I miss you, I guess I forgive you
I'm glad you stood in my way.
و من چی می تونم بهت بگم؟ برادر من ؟، قاتل من ؟
 به نظرت چی می تونم بگم؟
فکر می کنم که دلم برات تنگ شده، فکر می کنم که بخشیدمت
خوشحالم که جلو راه من ایستادی
If you ever come by here, for Jane or for me
And your enemy is sleeping, and his woman is free.
 اگه یه موقعی این طرفا اومدی، به خاطر جین یا به خاطر من
بدون که دشمنت خوابیده و زنش هم صاحاب نداره 
Yes, and thanks, for the trouble you took from her eyes
I thought it was there for good so I never tried.
آره، ممنونم ازت، به خاطر رنجی که از روی چشماش برداشتی
من فکر می کردم خوبه که رنج تو چشماش باشه، واسه همین هیچ وقت تلاشی نکردم
And Jane came by with a lock of your hair
She said that you gave it to her
That night that you planned to go clear
و جین با یه دسته از موی تو اومد
گفت که تو اونا رو بهش دادی      
همون شبی که تصمیم گرفتی پاك و زلال بشی

Sincerely, L. Cohen




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 فروردین 1390 11:17 ق.ظ